سلسله نشست های حکمرانی معنوی: معنویت و آرامش و امنیت

حکمرانی معنوی موجب افزایش آرامش و شادی در جامعه می شود

مظاهری سیف رئیس پژوهشکده مطالعات معنوی در پنجمین نشست از سلسله نشست های حکمرانی معنوی سخنان خود را با تعریف معنویت آغاز کرد و گفت: معنویت رابطه قلبی با خدا یا امر مقدس است. این رابطه را در تجربه های معنوی می یابیم. همه انسان ها فارغ از باورها و رفتارهای شان تجربه های معنوی دارند و لحظاتی را تجربه می کنند که با تمام وجود با خداوند روبرو می شوند. در تجربه های معنوی دو عنصر وجود دارد. یکم، زمینه زندگی روز مره که رخداد تجربه معنوی در آن صورت می گیرد. ما در حال فعالیت های معمولی روزانه با لحظاتی روبرو می شویم که حضور خدا را احساس می کنیم و دست او را در کارها می بینیم. از او کمک می خواهیم به او پناه می بریم و با او احساس آرامش و قدرت می کنیم. دوم، موقعیت ملکوتی است. در تجربه های معنوی آگاهی ما از این دنیا جدا می شود و به ملکوت پرتاب می شود هم از این رو در تجربه های معنوی حقایقی را درک می کنیم که در دنیای مادی و عادی قابل درک نیست. نور و حضور خدا فراتر از ادراکات حسی و مادی است. ما این حقیقت را با قلب درک می کنیم و برای لحظاتی آگاهی ما به از جهان مادی فراتر می رود و به ملکوت و عالم حضور الهی می رسد.

معنویت با اخلاق و عرفان و دینداری تفاوت دارد. اما تدین بیشتر به ظواهر مربوط شده و به صورت یک نهاد اجتماعی درآمده است. البته دین در ذات خود واجد ابعاد باشکوه معنوی است و معنویت در دین می بالد و به اوج شکوفایی می رسد. اما دینداری ما امروزه بیشتر به ظواهر معطوف شده است.
رویکرد سکولار به معنویت به طور کلی دین و معنویت را در دو قطب مخالف قرار می دهد ولی رویکرد دینی به معنویت دینداری رایج را به چالش می کشد و با تأکید بر اینکه مراتب ابتدایی معنویت خارج از دین هم وجود دارد، تأکید می کند که بدون دینداری نمی توانیم به مراتب عالی شکوفایی معنوی برسیم.

 

رئیس پژوهشکده مطالعات معنوی توضیح داد که معنویت با اخلاق و عرفان هم متفاوت است. تفاوت معنویت با اخلاق در این است که اخلاق به رفتار می پردازد و اگر هم موضوع ملکات اخلاقی را مطرح می کند، از این باب است که ملکات موجب سهولت رفتار می شود. در حالی که معنویت به رابطه قلبی با خدا و تجربه های معنوی می پردازد. تفاوت معنویت با عرفان این است که عرفان به مراتب خیلی خاص و عالی رابطه قلبی با خداوند اختصاص دارد و عموم مردم از آن فاصله دارند. ولی معنویت شهود قلبی و رابطه درونی با خدا را آن طور که همه مردم تجربه می کنند، موضوع تحلیل و بررسی قرار می دهد.

مظاهری سیف در ادامه به تعریف حکمرانی پرداخت و حکرانی را شیوه و روش حکومت کردن و اعمال حاکمیت دانست و گفت حکمرانی معنوی یعنی حکمرانی که با رابطه قلبی با خداوند و تجربه های معنوی ارتباط دارد. حکمرانی معنوی دلالت های گوناگوی دارد که در رابطه با اجزاء نظام حکمرانی قابل تبیین است. به نظرمن کارگزاران، مردم و ساختار حکمرانی سه جزء مهم یک نظام حکمرانی است.

حکمرانی معنوی برای کارگزاران این طور اتفاق می افتد که آنان در نقش های حکمرانی خود که بخشی از زندگی روزمره آنها را می سازد، به تجربه های معنوی دست یابند. درک تجربه های معنوی و مهارت افزایش و پایداری این تجربه ها در نقش های حکمرانی یک مهارت مهم و حیاتی برای کارگزاران است. دومین موضوع این است که تجربه های معنوی گاهی دچار تحریف می شود. به این ترتیب که قلب ما در ملکوت با خداوند ملاقات می کند و قدرت و شکوه و جلال بی نهایت را می بیند ولی ذهنی که ورزیده نیست و آگاهی های معنوی ندارد، در این دنیا می کوشد تا آن حقیقت را بیابد و دچار خطا در تطبیق می شود. مثلا فرعون این شهود را بر خود تطبیق می داد و خودش را پروردگار بلند مرتبه می دانست، مردم هم که قدرت و شکوه بی نهایت الهی را می شناختند و با قلب و فطرت او را می یافتند، دچار خطا در تطبیق می شدند و با دیدن شوکت و قدرت فرعون تجربه های معنوی شان را بر او تطبیق می دادند. قرآن کریم می فرماید «فَستَخَفَّ قَوۡمَهُۥ فَأَطَاعُوهُۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰاسِقِينَ» او مردم را به بندگی و خفت می کشید و قومش او را اطاعت می کردند.

حکمرانی معنوی با توجه به تجربه های معنوی و جلوگیری از تحریف تجربه های معنوی در نقش های حکمرانی کارگزاران تحقق می یابد و این بخشی از تحقق حکمرانی معنوی است.

مردم هم نقش هایی در حکمرانی معنوی دارند، آنجا که باید مشارکت کنند، اظهار نظر کنند، نقد کنند، امربه معروف و نهی از منکر کنند، این ها نقش های مردم در نظام حکمرانی است. آنها هم در این نقش ها به تجربه های معنوی می رسند و توجه به این تجربه ها و درک رابطه بین نقش های حکمرانی و تجربه های معنوی جزئی دیگری از تحقق حکمرانی معنوی است. برای مثال مطالعات نشان می دهد که بسیاری از افراد وقتی در یک انتخابات شرکت می کنند یا در تجمعات سیاسی شرکت می کنند، پس از آن حس و حالی دارند شبیه زمانی که مناجات کرده اند یا زیارت رفته اند. نوعی رضایت باطنی و سرور و سبکی درونی پیدا می کنند که این ها نشانه های رخداد تجربه معنوی است. قلب انسان رضایت الهی را می بیند و می فهمد. اگر چه ما خیلی به لحاظ ذهنی درک روشنی از این رخداد معنوی نداریم، ولی قلب ما با ملکوت آشناست و حقایقی را می بیند و درک می کند و آثار این تجربه های معنوی در ما آشکار می گردد.

سومین جزء حکمرانی معنوی ساختار حکمرانی است. یعنی روابط افراد، گروه ها، نهادها و هنجارها و روندهایی که در اعمال قدرت وجود دارد زمینه مناسبی برای رخداد تجربه های معنوی است. در حکمرانی معنوی چنین است که ساختار حکمرانی مردم را به رخداد تجربه های معنوی می رساند.

مظاهری سیف با تعریف آرامش سخنان خود را ادامه داد و گفت: آرامش حالت ذهنی و درونی دور بودن آشفتگی و هیجانهای مزاحم است. وقتی کارگزاران نقش های کارگزاری خود را با معنویت می آمیزند و از خطا در تطبیق که موجب قدرت طلبی و سوءاستفاده از قدرت می شود می پرهیزند، مردم آرامش بیشتری پیدا می کنند. خیال شان راحت است که در معرض ظلم و سوءاستفاده نیستند. از سوی دیگر خود مردم در نقش های حکمرانی شان به یاد خدا و رابطه قلبی با او می رسند و احساس آرامش و سرور درونی پیدا می کنند. ساختار حکمرانی زمینه ای برای تجربه معنوی است، یعنی زمینه ای برای یاد خدا و رسیدن به آرامش بیشتر. به این ترتیب با حکمرانی معنوی آرامش و شادی در جامعه افزایش پیدا می کند و این موضوع موجب افزایش سرمایه اجتماعی و امنیت ملی می شود. البته موضوع امنیت ابعادی دارد که باید در نشست دیگری مستقل به آن پرداخته شود.
نشست حکمرانی آرامش و امنیت که پنجمین نشست از سلسله نشست های حکمرانی معنوی بود از سوی پژوهشکده مطالعات معنوی و با مشارکت اندیشکده الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و خبرگزاری رسا و مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی در روز چهارشنبه 29 آذرماه 1402 برگزار شد.